تبليغاتX
مسافر امده سفر است

مسافر امده سفر است

زندگي

زندگي شهد گلي است كه زنبور مي مكدش آنچه

ميماند عسل خاطره هاست  اي كاش نوشته دلم

خواندني بود    

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 آذر1384ساعت 10:10  توسط   | 

دوستت دارم به اندازه يه تمام دنيا

 من دوستت دارم به اندازه  تمام دنيا

مگر مي شود تو را دوست نداشت

مگر مي شود در فكر تو نبود

تو هميشه با مني  تو فكر مني

دوستت دارم تا اخر دنيا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 آذر1384ساعت 7:21  توسط   | 

فکر تو

سلامی به گرمی دل

من به فکر با تو بودن   تو همش به فکر رفتن

کوچه های خاطره ها را تنهای پرسه می زنم

بی توبا خیال چشمات تو آسمون پرسه می زنم

خواستن تو یک نیازه مثل نفس کشیدن

اهای ستاره ها فانوس راهمون بشید

بگید از سفر بیاد تو این شب ستاره چین

پنجره ها رو باز کنید گل بریزید سبد سبد

می یاد که پیشم بمونه گفته که می مونه تا ابد

ستاره ها بهش بگید جدای و سفره بسه

بگید این شکسته دل یه عمره که دلواپسه

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 26 آذر1384ساعت 11:58  توسط   | 

باز بگويت عشق معني داره

باور كنم كه تو يار مني دلداه مني

تو  هستي   من وجودم با توست

هر جا باشم  دلم با تو ست  قلب  گواه است

كه تو وجودم هستي      باور كن۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ بدونه تو

زندگي معني ندارد اي۰۰۰۰۰۰۰۰۰

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 آذر1384ساعت 14:42  توسط   | 

تو این دیوونه را امتحان کن

ولی عاشق سنجیدن نداره

می گی چشای خیسم امتحان کن

ولی عاشق که خواب نداره

هوای چشام ابر ابره ولی نای باریدن نداره

می خواستم ازت بپرسم ولی جواب نه شنیدن که پرسیدن نداره

پس بزار فاصله من و تو با اشک دریا بشه

ولی بدون که موجی که از این دل بلند می شه  آتشی هست که بر قلبم می زنه

اگه شبها می رفتم و خورشیدی نمی دیدم ولی می دونستم که مهتابی هست

کسانی که من براشون مهم بودم همشون مرده بودن

وقتی رفتم کسی غصه نخورد

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 آذر1384ساعت 13:59  توسط   | 

عشق هستي

شكر ايزد كه ميان من او صلح افتاد

قدسيان رقص كنان ساغر شكرانه زدند

 

اميد وارم در همين عالم كه هستيد

خداي متعال يك مقدار از درهايش را

به روي ما باز كند

من به تو  حتي شبي نمي توانم به

سر برم اي وجود هستي  من  

تو سر اغاز هستي تمام وجود هستيم

به راستي  ايا مي داند كه دوستش دارم

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ نمي دانم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آذر1384ساعت 8:7  توسط   | 

یا مهدی

وجه خدا تویی و بس بگو کجاست خانه ات

مدد کنی اگر مرا میل به پرواز کنم

دلم گرفته و خرد خموش بین قافله

به نام نامی ات شها علاج صد آز کنم

شکوه انتظار من ! فتح و ظفر به دست توست

خانه ی دل بروبم و سرای دل باز کنم

گر به مهار نفس خود عنایتی شود مرا

هوی برم . هوا پرم . اوج دو صد باز کنم

نام تو و مسیر تو به دل قرار می دهد

قرار دل ! بیا برم . به عشق تو راز کنم

گر نظرم به روی تو فتد ای حبیب من

اگر چه کوچکم ولی به عرشیان ناز کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آذر1384ساعت 10:49  توسط   | 

عشق یعنی انتظار   و دیدن  هر چه  دبدن عکس   یار

عشق یعنی شب تا سحر بیدار بودن هر جا هستی

 به فکر یار  بودن  با تو بودن

+ نوشته شده در  شنبه 12 آذر1384ساعت 11:8  توسط   | 

بنام ان که عشق را آفرید

 بنام  آن که  که عشق را  آفرید

من تو هر  دو می  سوزیم یکی از غم عشق  نهانی

 یکی از غم عشق تنهایی   من  عشقم را  با عاشق

 هدیه دادم  غمم را  به تنهایی      اما دوری است 

که  من تو   اواره کرده   من هر گز   به عاشق نخواهم  

خندید        اخـــــــــــــــــــه کشیدم درد عاشقی

که نپرس    غم تنهایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

که نپرس   باز می گویم  شیدا رخ  ماهــــــــــــــــــت

مهر محبتت    صفا گرمـــــــــــــــــــــــــــی وجود   شدم

اخ   چه کنم عاشق زارت کشتـــــــــــــــم

          همیشه  به  یادشمــــــــــــــــــــــــــا

 

+ نوشته شده در  شنبه 12 آذر1384ساعت 10:53  توسط   | 

خدایا

منظومه عاشقانه من و تو به نام خداوند عشق و غزل

عزیزم  به گریه های من نخند  روزگار اشک تو رو هم در می یاره

اگر از غم نمی گم نه اینکه تو دلم نیست

خدا . خدا .خدایا اگر به کام من جهان نگردانی جهان بسوزانم

اگر خدا . خدا . خدایا مرا بگریانی من آسمانت را به غم بگریانم

دنیا فروغ آرزوهاست                  پایان تویی

+ نوشته شده در  شنبه 12 آذر1384ساعت 1:44  توسط   | 

سلام000000000000

سلام
نبودي
ببيني
زلزله امد بود واي چه گذشت
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 آذر1384ساعت 15:16  توسط   | 

به تام هستی بخش امید

بنام  هستی بخش

به امید  به  اون که همیشه دوستش دارم

به اونی که  همیشه توی قلب من است

ای همیشه با من  دوست دارم

باور کن نباشی  زندگی نیست

تا تو هستی  می توان زندگی کرد

تا هستم و هست دارمت دوست

شیرین ترین   امید زندگی من

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 آذر1384ساعت 6:51  توسط   | 

سلام

  به عشق  به تنهایی  به غم بزرگ هستی   قسم

بی تو بودن  زندگی  سخت  سخته  با تو بودن   زندگی معنی حقیقی

 داره

+ نوشته شده در  شنبه 5 آذر1384ساعت 14:2  توسط   | 

به شقایق

+ نوشته شده در  شنبه 5 آذر1384ساعت 9:24  توسط   | 

سلام 0000000000000000

بنام هستی بخش امید        بعد از خدا مادر

دعا کن  به عشق هستی من امید زندگی من

مادر دعا کنیه روزی  همه روز همیشه به تو محتاجم

مادر دعا کنلیاقت تو را داشته باشم ای مهربان مادر

مادر دعا کن

+ نوشته شده در  شنبه 5 آذر1384ساعت 7:20  توسط   | 

به شقایق

 به شقایق به تنهایی به غم  غم تنهایی

به صفایی هستی  به وجود دل به اونی

که تمام هستی من بوده هست   ۰۰۰۰

باز می گویم اگر  هستی  جوابی۰۰۰۰

تا  که بدونم   که۰۰۰۰۰۰۰۰ با منی

تو مثل   منی   و دوستم داری   شقایق

دوست دارم   دوست دارم

+ نوشته شده در  شنبه 5 آذر1384ساعت 7:14  توسط   | 

سلام به دوستان نظر لطف شون ابراز نمودنند

باز تنهایی      از غم جدایی       از غم بی کسی

 بدون که دوستت دارم مگه دوست داشتن گناه  ای خدا

چه کنم عاشق کوی  دوستم  دوستان  اون  اونی   که

دارمش  اما با من نیست    تو نگاهش می خونم  امــــآ

امــــــــــــــــا با من نیست  همه زندگی ام شده امـــــــــآ

باز  با من نیست ای خدا  بگــــــــــــــــــــو چگونه بگویم

حرف دلم را که دوستت دارم    ای کاش  درکم می کرد

تو را ابد  تا زندگی زنده است نفس در وجودم هست

دوســــــــــــــــــــــــــــــــتت دارمممممممممممممممم

+ نوشته شده در  شنبه 5 آذر1384ساعت 7:11  توسط   | 

دوستت دارم

من   دوستت دارم به اندازه یه دونیا

یکی  را دوست می دارم ولی هرگز نمی داند

نگاهش می کنم  شاید بخوند از نگاهم که او را دوست

ولی هر گز نمی داند به برگ گل نوشتم که من تو را

دوست می دارم ولی برگ گل را به زلف کودکی اویخت

تا را بخنداند  به باد

+ نوشته شده در  شنبه 5 آذر1384ساعت 6:58  توسط   | 

اگر از ظلمات راه می ترسی چلچراغ دیدگاهم را به تو خواهی بخشید.

اگر از دوری راه می ترسی دستهایم را که پلی روی زمان می بندد به تو خوانم داد.

اگر از زمزمه ها و اگر از حرف کسان و اگر از سنگینی چشمی نگران می ترسی تو را محو در جان خویش خواهم کرد تا تو از من باشی .

تو بیا که اگر امدنت دیر شود و یا به قصه پوچ تبدیل شود تا دم مرگ  تو را نخواهم بخشید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آذر1384ساعت 23:9  توسط   | 

دوستت دارم

اگر چه قلب عاشقم کمه و لایق تو نیست

بدون تو دنیا  مثل من هیچکی عاشق تو نیست

برای خوابت قصه می گم . قصه هام قربونی تو

سبد سبد ترانه هام مال  تو ارزونی تو

بزار با آبی چشات یه آسمون بسازم

با خورشیدش اب بشم و زندگی رو ببازم

بزار به رسم عاشقا اشکاتو ببوسم

تو را مثل رقص ستاره ها توی خواب دوست دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آذر1384ساعت 22:11  توسط   | 

نیمه شب صورت خود را به خدا خواهم کرد

از خدا خواهش دیدار تو را خواهم کرد

که تا وقتی جان دارم و نفس از سینه می یاد به دوستم وفا خواهم کرد

بارها گفته بودم که طبیب دل بیمار توام

          

 پس طبیب من باش که بیمار توام

 

یاد آن روز که در بازی شطرنج دلت

 

شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آذر1384ساعت 0:44  توسط   | 

چی بگم

چی بگم

عمر من غارت شد و غارت گر از من دور شد

من صبوری کردم و تاراج گر مغرور شد

عمر من همراه با تکرار روز و شب گذشت

شمع فانوس جوانی دم به دم کم نور شد

من که برای دیدنت با آینه رقابت می کردم

ای خدا چرااااااااااااااااااا این چنین بی صدا شکستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آذر1384ساعت 0:29  توسط   |